فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
284
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
دريا موج زنان و همچو سيّل كوه افكنان از آب كر « 1 » عبور خواهند نمود . شيخ را از بيم ، [ آب ] « 2 » زندگانى در جوى روان نمانده و روان « 3 » لشكر بىسامان به جانب دربند رانده است . بيت آذاب الرّعب منه كلّ عضب * فلو لا الغمد يمسكه لسارا چون از تقرير مولانا شرف الدّين حقيقت اين احوال معروض نوّاب صاحب تمكين گشت ، فرمان [ حضرت ] « 4 » اعلى نفاذ يافت كه لشكرهاى بىحساب در زير رايت كامياب عالى حضرت امير اشجع اكرم ، ملك الامراء فى العالم ، شجاع الدّولة القاهرة ، سپهدار صفّ شكن سليمان بيك « 5 » بيجن و پادشاهزادهء كامكار امير مغفور مرحوم نامدار ظهير الدوله ابراهيم جهانگير به جانب شروان « 6 » جهت دفع شر آن ظالم غيشوم و آن جائر ميشوم روان گردند و امراى عظام و سرداران عساكر اسلام از جانب ثغور گرجستان و آنگه اطراف بديشان پيوندد و باتّفاق رايت منحوس ، شيخ صاحب بؤس را منكوس سازند و صومعهء عالم را از خبث وجود صوفيان مكدّر سيرت باز پردازند . يوم السّبت [ رابع « 7 » ] رجب به طالع ميمون ، خاطر همايون سايهء التفات به عرض عساكر روز افزون افگند . وقت طلوع شعاع تمام صحراى سولان « 8 » كوه از درخشيدن جبّه و جوشن لمّاع شد ، از سطوع اشعهء آفتاب بر سطوح آهن و پولاد بحر زيبق وجود عينى گرفت . شعر چون كه خورشيد به روزها تافت * بحرِ زيبق وجودِ عينى يافت هر جوان بر سمندِ ابر عنان « 9 » * كوه آهن فرازِ باد روان پادشاه جهان همچو خورشيد ، در جوشن زرنشان بر توسن گردون نَورد نور افشان و
--> ( 1 ) . P : كور . ( 2 ) . PF : ندارد از K افزوده شد . ( 3 ) . P : روان + با ؛ با توجّه به نسخه K تصحيح شد . ( 4 ) . P : ندارد ، از K افزوده شد . ( 5 ) . KP : بك . ( 6 ) . K : شيروان . ( 7 ) . P : ندارد از K افزوده شد . ( 8 ) . K : صاوالان . ( 9 ) . KP : عيان ؛ با توجه به فحواى شعر تصحيح شد .